شعر خوانی - چه بی تابانه میخواهمت
شنبه, ۸ دی ۱۴۰۳، ۰۸:۳۷ ب.ظ
چه بی تابانه می خواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی گویی، نو زین
که قرارش نیست
و فاصله تجربه ای بیهوده ست
بوی پیرهنت این جا و اکنون
کوه ها در فاصله سردند
دست، در کوچه و بستر
حضور مانوس دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن
یاس را، رج می زند
بی نجوای انگشتانت فقط
و جهان از هر سلامی خالی است
شانه ات مجابم میکند
در بستری که عشق تشنگی ست
زلال شانه هایت همچنانم عطش می دهد
در بستری که عشق مجابش کرده است
شاعر: شاملو
۰۳/۱۰/۰۸